تبلیغات
بهترین عکس های روز دنیا - رمضان از زبان استاد شهریار سیستم تبلیغات آنلاین توفان شبکه اجتماعی سیتی میتی
بهترین عکس های روز دنیا
بهترین ها برای بهترین ها

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

رمضان از زبان استاد شهریار

رمضان از زبان استاد شهریار

http://www.irtoofan.com/

درست 2 روز دیگر یعنی 27 شهریور سالروز درگذشت اوست، كه در ایران روز ملی شعر و ادب فارسی نام‌گذاری شده ‌است ...
محمدحسین شهریار، علاوه بر سرودن غزل‌های عاشقانه، تعدای غزل دارد كه در آن به روزه‌داری پرداخته است.
سید محمدحسین بهجت تبریزی در سال 1285 متولد شد و در 27 شهریور سال 1367 درگذشت. او متخلص به شهریار بود كه شعرهایی به زبان‌های فارسی و تركی آذربایجانی دارد. از شعرهای معروف او می‌توان به "علی ای همای رحمت" و "آمدی جانم به قربانت" به فارسی و "حیدر بابایه سلام" (به معنی سلام بر حیدربابا) به تركی آذربایجانی اشاره كرد. شهریار در برخی از غزل‌هایش به طور صریح و یا با به ‌كارگیری از آرایه تشبیه به روزه‌داری پرداخته است.

رمضان از زبان استاد شهریار

http://www.irtoofan.com/

درست 2 روز دیگر یعنی 27 شهریور سالروز درگذشت اوست، كه در ایران روز ملی شعر و ادب فارسی نام‌گذاری شده ‌است ...
محمدحسین شهریار، علاوه بر سرودن غزل‌های عاشقانه، تعدای غزل دارد كه در آن به روزه‌داری پرداخته است.
سید محمدحسین بهجت تبریزی در سال 1285 متولد شد و در 27 شهریور سال 1367 درگذشت. او متخلص به شهریار بود كه شعرهایی به زبان‌های فارسی و تركی آذربایجانی دارد. از شعرهای معروف او می‌توان به "علی ای همای رحمت" و "آمدی جانم به قربانت" به فارسی و "حیدر بابایه سلام" (به معنی سلام بر حیدربابا) به تركی آذربایجانی اشاره كرد. شهریار در برخی از غزل‌هایش به طور صریح و یا با به ‌كارگیری از آرایه تشبیه به روزه‌داری پرداخته است.

شهریار در غزلی می‌گوید:
شب همه بی تو كار من شكوه به ماه كردنست
روز ستاره تا سحر تیره به آه كردنست

متن خبر كه یك قلم بی تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه كردنست

چون تو نه در مقابلی عكس تو پیش رونهیم
این‌هم از آب و آینه خواهش ماه كردنست

نو گل نازنین من تا تو نگاه می‌كنی
لطف بهار عارفان در تو نگاه كردنست

ماه عبادتست و من با لب روزه‌دار ازین
قول و غزل نوشتنم بیم گناه كردنست

لیك چراغ ذوق هم این همه كشته داشتن
چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه كردنست

غفلت كائنات را جنبش سایه‌ها همه
سجده به كاخ كبریا خواه نخواه كردنست

از غم خود بپرس كو با دل ما چه می‌كند
این هم اگر چه شكوه شحنه به شاه كردنست

عهد تو سایه و صبا گو بشكن كه راه من
رو به حریم كعبه لطف آله كردنست

گاه به گاه پرسشی كن كه زكوه زندگی
پرسش حال دوستان گاه به گاه كردنست

بوسه تو به كام من كوه نورد تشنه را
كوزه آب زندگی توشه راه كردنست

خود برسان به شهریار ای‌كه درین محیط غم
بی تو نفس كشیدنم عمر تباه كردنست


او در غزل روزه‌شكن آورده است:
تا دهن بسته‌ام از نوش لبان می‌برم آزار
من اگر روزه بگیرم رطب آید سر بازار

تا بهار است دری از قفس من نگشاید
وقتی این در بگشاید كه گلی نیست به گلزار

هرگز این دور گل و لاله نمی‌خواستم از بخت
كه حریفان همه زار از من و من از همه بیزار

هر دم از سینه این خاك دلی زار بنالد
كه گلی بودم و بازیچه گلچین دل آزار

گل بجوشید و گلابش همه خیس عرق شرم
كه به یك خنده طفلانه چه بود آنهمه آزار

چشم نرگس نگرانست ولی داغ شقایق
چشم خونین شفق بیند و ابر مه آزار

ابر از آن بر سر گل‌های چمن زار بگرید
كه خزان بیند و آشفتن گل‌های چمنزار

شهریارست و همین شیوه شیدایی بلبل
بگذارید بگرید به‌هوای گل خود زار


همچنین او در غزلی با مطلع "امشب از دولت می دفع ملالی كردیم" می‌سراید:
باری از تلخی ایام به شور و مستی
شكوه از شاهد شیرین خط و خالی كردیم

روزه هجر شكستیم و هلال ابروئی
منظر افروز شب عید وصالی كردیم


ماجرای حیرت انگیز شعر معروف شهریار درباره حضرت علی(ع)

آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می‌فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم. آن شب در عالم خواب دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند. حضرت فرمودند: شاعران اهل بیت را بیاورید. دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند. فرمودند: شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید. آن گاه محتشم و چند تن از شاعران فارسی زبان آمدند. فرمودند: شهریار ما کجاست؟ شهریار آمد. حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان! شهریار این شعر را خواند:

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا


آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند: وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم. فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست؟ گفتند: شاعری است که در تبریز زندگی می‌کند. گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید. چند روز بعد شهریار آمد. دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام.

از او پرسیدم: این شعر "علی ای همای رحمت" را کی ساخته ای؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام.
مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی به شهریار می‌فرمایند: چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند. حضرت، شاعران اهل بیت را احضار فرمودند: ابتدا شاعران عرب آمدند. سپس فرمودند: شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند. آنها نیز آمدند. بعد فرمودند شهریار ما کجاست؟ شهریار را بیاورید! و شما هم آمدید. آن گاه حضرت فرمودند: شهریار شعرت را بخوان! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید.
شهریار فوق العاده منقلب می‌شود و می‌گوید: من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم تاکنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام.
آیت الله مرعشی نجفی فرمودند: وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت، معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده، من آن خواب را دیده ام. ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند: یقینا در سرودن این غزل، به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید. البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است.

منبع: w w w.Persian-Star.org

گرد آوری: www.irtoofan.com

درباره وبلاگ

سلام دوست عزیز به وبلاگ ما خوش اومدی
برای تبادل لینک با ما ابتدا ما رو با نام :::خفن ترین عکس های روز دنیا::: لینک کنید و لینک خودتون رو در قسمت نظرات اعلام کنید.
توجه: حداقل بازدید شما برای لینک شدن باید 300 تا باشه.
مدیر وبلاگ : توفان

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر شما وبلاگ چه طوره؟؟؟











نویسندگان

Free counter and web stats

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها